تبليغاتX
بخش طنز هفته نامه مشکان

بخش طنز هفته نامه مشکان

این وبلاگ حاوی مطالب طنز هفته نامه مشکان به طور مجزا می باشد

مجادله درادبيات بر سر يک خال

مجادله درادبيات بر سر يک خال

 

حافظ
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را

 

صائب تبريزي
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را

 

شهريار
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سرو دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها

طنزي كه همينك! به دستمان رسيد

خانم فاطمه دريايي هم در ادامه اين مجادله نوشته است:

اگرآن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنيا را
نه جان و روح مي بخشم نه املاك بخارا را
مگر بنگاه املاكم؟ چه معني دارد اين كارا؟
و خال هندويش ديگر، ندارد ارزشي اصلا
كه با جراحي صورت ، عمل كردند خال ها را
نه حافظ داد املاكي، نه صايب دست و پا ها را
فقط مي خواستند اين ها ، بگيرند وقت ما ها را...!!!

 

سلام علي آل ياسين ـ بخش مهدوي مشكان تالارهاي گفتمان مشكان فروشگاه اينترنتي مشكان اگر مي خواهيد مطالب سايت را از طريق ايميل دريافت كنيد عضو شويد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 23:58  توسط حمید رضا الوندی  | 

مشکان 72

کـلـیـپ هـفـته

 

كليپ: هتل كاليفرنيا

 

جــــوک

 

SMS

 

***   وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم. معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم.

***   دوست آن نيست که هر لحظه کنارت باشد. دوست آن است که هر لحظه به يادت باشد. دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند.

***   عزيزم اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم را از دستهايت برهانم و اگر اشک بودم آنقدر مي ريختم تا آهنگ دوست داشتن را برايت بنوازم ولي افسوس نه بارانم و نه اشک ولي هر چي هستم دوستت دارم

***   هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

***   گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه اگه دستم بگيري از غرورت کم نميشه ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده ميز د از دل تو تا دل من

***   به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

***   توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

***   ناجي شبانه هاي بي کسي ام خالصانه مي ستايمت!تمامي احساسم فداي حضور پاکت نازنين

***   بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

***   بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

***   ازم پرسيد به خاطر كي زنده هستي ؟ با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم و بگم به خاطر تو بهش گفتم به خاطر هيچكي ازم پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينكه دلم داد ميزد به خاطر دل تو با يك بغض غمگين بهش گفتم به خاطر هيچكي پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حالي كه اشك تو چشاش جمع شده بود گفت: به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

***   آرزويم اين است:
نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد ...نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز... و به اندازه هر روز تو عاشق باشي... عاشق آنكه تو را م يخواهد و به لبخند  تو از خويش رها مي گرددو تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد...

***   ده درصد دلم تنگه، بيست درصد يادتم، سي درصد ميخوامت، چهل درصد بيقرارم، پنجاه درصد دل نگرانم، شصت درصد حواسم بهته، هفتاد درصد ديوونتم، هشتاد درصد نوكرتم، نود درصد دوست دارم، صد درصد سر كاري!!!

 

طنز

 

چگونه يك خواننده محبوب و مردمي و پولدار شويم؟

 

ارژنگ حاتمی

 ۱- اولين قدم براي وارد شدن به عرصه هنر قهر كردن با مادر است، مگر نشنيده ايد كه مي گويند:« هر كس از مادرش قهر كرد رفت خواننده يا بازيگر شد؟!»، البته اگر خيلي بچه ننه هستيد و نمي تونيد با مادرتون قهر كنيد فقط يك راه ديگه داريد و اون هم اين است كه به باباتون بگيد بره و يك زن ديگه هم بگيره و شما از ننه دوميتون قهر كنيد!!

 

۲- اكنون شما بايد به دنبال ترانه بگرديد، اما چون پول نداريد ... ببخشيد چون ترانه سراها را قبول نداريد تصميم مي گيريد از خودتان شعر دركنيد! براي اين كار لازم است به دور و ور خود نگاه كنيد و نام هر چيزي را كه مي بينيد بسراييد، به اين مثال توجه كنيد: ساعت، ديوار،نامه،آلبوم،گلدون،شونه، يخچال،رسيور ... اي بابا حالا ما يه چيزي گفتيم ديگه هر چي ديدي رو كه نبايد بسرايي!! البته راههاي فراوان ديگري هم براي ترانه سرايي هست كه در مقال نمي گنجد.

 

۳- نگاهي به دور و بر خود بيندازيد، چه مي بينيد؟ يك اتاق به هم ريخته... نه كمي نگاهتان را وسعت دهيد ... حالا چي مي بينيد؟ ... درست است يه عالمه استعداد كه هنوز كشف نشده اند، حتما شما پسرخاله و يا پسر عمويي داريد كه گيتار زدن بلد باشد، پس سريعا با خانه عمه و خاله تان تماس بگيريد و با آنها بگوييد خواننده شده ايد و به نوازنده نياز داريد، آنها هم سريعا از شما مي خواهند اجازه دهيد برايتان آهنگ بسازند!

 

۴- به وزارت ارشاد برويد و كمي خواهش و تمنا كنيد كه به آلبوم شما مجوز ندهند، اگر هم مجوز دادند باز هم عيبي ندارد شما كار خودتان را بكنيد يعني سري به نشريات زرد بزنيد و بگوييد كه دست هايي پنهان چشم ديدن موفقيت شما را ندارند و تهديد كنيد از كشور مي رويد!

 

۵-پرواز به آن طرف آب ها، براي شروع دبي خوب است.(چون بيشتر از اون پول بليط نداريد!)، اكنون شما به يك شبكه 24 ساعته دعوت مي شويد كه حرف بزنيد، براي محبوبيت هم كافيست جلوي دوربين گريه كنيد و بگوييد دلتان براي كشور و كوچه هاي شهرتون تنگ شده ... اصلا بهتره يه شعر هم در اين مورد بخونيد:

مي خوام بيام به ايرون تو صف نون بمونم  ... اونجا واسه ي خودم و ننه ام بخونم

اينجا دلم گرفته، يه همزبون ندارم ................  اينجا حتي «لپ لپ» هم نداره!

( اصلا مهم نيست كه شعرتون قافيه و وزن نداشته باشه، مهم حس شماست كه منتقل ميشه!)

 

۶- نگاهي به خود بيندازيد ... چه مي بينيد؟ يك جوان، موي بلند،روي سياه،ناخن كثيف؟! نه ... بهتر به خود نگاهي بيندازيد ... چي مي بينيد؟ چي؟ يك جوون منحرف غرب زده بي خانمان؟! ... اصلا بهتره خودم بگم، شما الآن به آرزوي خودتون رسيده ايد، اكنون شما يك خواننده محبوب هستيد كه حتي در روستاها هم پوسترها و CD هاتون خريد و فروش ميشه، و هر روز چند كنسرت مي گذاريد.

 

۷- حالا وقت آن است كه كمي به گذشته خود فكر كنيد و به ياد آوريد چه كسي شما را راهنمايي كرد تا يك خواننده شويد؟! كمي معرفت داشته باشيد و حداقل يك امضا به من بدهيد!!

 

يه كوچولو

 

***   هر وقت با همسرش صحبت مي كرد خيلي تند مي رفت، بالاخره يك روز گشت نامحسوس بزرگراه اون رو گرفت و به خاطر سرعت غير مجاز و صحبت كردن با موبايل در حين رانندگي جريمه اش كرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 22:28  توسط حمید رضا الوندی  | 

مشکان 70

کـلـیـپ هـفـته

 

كليپ: به سوي تو

 

دانلود آهنگ

 

 

من غریب خلوت تنهایی ام

 

برای دانلود روی لینک کلیک راست کنید و سپس گزینه save target as را انتخاب نمائید.

 

جــــوک

 

SMS

 

يارو مياد تهرون 1 پرشيا ميبينه ميزنه شيششو خورد ميكنه صاحبش مياد ميگه مگه مرض داري ؟ طرف ميگه اه مال تو بود من فكر كردم مال شوكته !!!

 

يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي مي‌شه

 

اگه مردانگي رنگ باخته
اگه عشق فراموش شده
اگه همي مردم نامرد شدن
اگه دخترها بي معرفت شدن
اگه زندگي بي معنا شده
به تو چه مربوطه تو فقط جواب اس ام اس منو بده

 

چشمات وقتي زيباست كه مال اشك باشه. اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه. عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه. تو وقتي زيبايي كه دستت تو دماغت باشه

 

ميگم مرسي، بهش برسي، با کومپرسي، نگي به کسي، منو ميبوسي؟ اگه نبوسي! خيلي لوسي

 

اگه يه روز تو خيابون از کنار يه گنجشک رد شدي اون نپريد فکر نکن دوستت داره بدون تو رو آدم حسابت نکرده

 

آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من

 

قابل توجه آقا پسراي باحال
خصوصيات دخترا
1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!
 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن
 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!
4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!
 5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)
6. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
( اميد وارم به خانم ها برنخوره و فقط به اين مطلب به عنوان يک مزاح و شوخي برخورد کنند)

 

طنز

 

درد مشترك

 

ارژنگ حاتمي

من و خروس هر دو

يك درد مشترك داريم

هر دو پي مرغيم و نمي يابيم

هر دو از كم يابي مرغ نالانيم

و خسته از اين همه گشتن

 

خروس مي خواهد

پيدا كند ياري براي تمام عمر

و من مي خواهم

تنها يك شب با شكمي سير سر بر بالين بگذارم

 

من و خروس مي گرديم

گرسنگي آزارم مي دهد

نگاهي به چهره نه چندان معصوم خروس مي كنم

به راستي مزه ي خروس با مرغ فرقي مي كند؟!

چرا اين فكر تا الآن به ذهنم نرسيده بود ...

كارد را بر مي دارم

خروس ناباورانه من را مي نگرد ...

 

ديگر من و خروس آن درد مشترك را نداريم!

 

يه كوچولو

 

***   تمام پل هاي پشت سر رو خراب كرده بود، عادتش بود كه از هر پلي رد ميشه اونو خراب كنه و براي برگشتن از هواپيما استفاده كنه!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 21:51  توسط حمید رضا الوندی  |