تبليغاتX
بخش طنز هفته نامه مشکان
جمعه بیست و پنجم شهریور 1384 ساعت 20:23

من پسرم

 

من پسرم، من پسرم

شیرینم عین شکرم

قند فراوان رو لبام

به رنگ آسمون چشام

هر کسی که دوست منه

دوسش دارم یه عالمه

خنده بروی لب دارم

مهربونی شده کارم

دوستی من موندنیه

حرف دلم خوندنیه

درسامو من خوب می خونم

شاگرد ممتاز می مونم

وقتی که بابایی می آد

جلوی پاش بلند میشم

مامان که مهربونتره

همیشه میشینه پیشم

دستاشونو بوس می کنم

هی خودمو لوس می کنم

من پسری مهربونم

قدر بابامو می دونم

مامان بزرگو دوس دارم

بابا بزرگو دوس دارم

وقتی به خونشون می رم

سر روی پاشون می ذارم

دوسم دارن خیلی زیاد

خندونم و شیطون و شاد

شیرینم عین شکرم

من پسرم، من پسرم
نوشته شده توسط حمید رضا الوندی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و پنجم شهریور 1384 ساعت 20:17

ای نامه...

 

از بخش طنز دهمین شماره مشکان

 

ای نامـه که می روی به سویش

صد سال دگـــر رسی به کویش!

کز طا لــــــع نا مبــــارک تست

افکنده شدی به باجـــه ی پست!

صد ســـــال دگر عزیز جانــــم!

 البته » اگر« عزیز جانـــــــم!

بر دست مبارکش رسیـــــــــدی

یک شمّه بگـــــو از آنچه دیـدی

تـــــــــا وا کــردنـــــد پاکتت را

بگشـــــــــــای زبان ساکتت را

یک شمّه ز دوره ی کهن گــو!

 از دور وزمان ما سخن گــــــو!

از شرکت پست وپیشتــــازش

یـــا از وزرای ســـــر فرازش!

گو از خدمــــات رنگ رنگش

از ســــــود و درآمـــد قشنگش!

یادی بنمــــــا ز نرخهــــایش

از تعرفــــه های پر بهـــــــایش!

بـــر دبدبه اش عنایتی کـــن!

از کبکبه اش روایتی کــــــــــن!

این نکتــه به یار ساز معلوم:

البتـــه اگـــر نگشته مرحـــوم!

محدود بوَد چو بنده را زیست

امّید به پاسخش مرا نیست

 

 "نشریه ی دانشجویی آلقیش ـ مهر ماه ۷۶"

برگرفته از وبلاگ بوالفضول الشعرا

http://www.bolfozool.blogfa.com/

 

 

نوشته شده توسط حمید رضا الوندی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه هجدهم شهریور 1384 ساعت 17:57

کراوات

 

برخلاف آنچه اکثر مردم فکر مي کنند، کلمه کراوات، با آنکه در آن What دارد ولي به ‌هيچ ‌وجه يک جمله پرسشي نبوده و معني آن «ناشنوايان چي چي؟» نميباشد.

کراوات درغروب يکي از روزهاي سرد سال 1812 ميلادي (حدوداي 6 و 7 )‌ توسط »جرج کراوات« کشف شد و هنوز هم ادامه دارد!

اما کراوات پارچه‌اي بود که دور گردن ميچرخاندند و از زير گردن آويزان مي کردند. چراشو خدا ميدونه! کراوات که در فرهنگستان پارسي به آن «دراز آويز زينتي»‌ ميگويند ، تا حدودي بيانگر نحوه تفکر افرادي است که آنرا بر گردن خود ميبندند. ريشه اين کلمه از : کلاوات، کلافات ، کلافه‌ها ، کلافه شدم ، ‌خفه‌ام کردي ، ‌اين چيه دور گردنم انداختي؟ ، برگرفته شده که خود بيانگر معني و نحوه استفاده آن ميباشد.

کراواتها اولاش تهاجم فرهنگي نبودند. بعداها يواش يواش تهاجمشان بيشترتر شد! بعضي از کراوات‌ها خيلي ديگه شورش رو در آورده‌اند و خيلي تهاجم فرهنگي هستند.

 

نوشته شده توسط حمید رضا الوندی | لینک ثابت | موضوع: