تبليغاتX
بخش طنز هفته نامه مشکان

بخش طنز هفته نامه مشکان

این وبلاگ حاوی مطالب طنز هفته نامه مشکان به طور مجزا می باشد

مشکان 48

هرچی آرزوی خوبه مال تو

 

« هرچی آرزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من »

 

سرویس طلا و سکه مال تو

فقط این نصفه هزاری مال من

 

پارتی و جشن تولد مال تو

کارای سخت اداری مال من

 

دست و پا و چشم و گوشم مال تو

بقیهَ ش اگر بذاری مال من

 

هرچی پول در میارم من مال تو

هرچی که تو در میاری مال من

 

افتخار و باکلاسی مال تو 
التماس و پاچه خواری مال من

 

هرچی موسیقی ِ شاده مال تو
کاستای افتخاری مال من

 

فهم شاخه های گل برای تو

درک لوله ی بخاری مال من !

 

این شبای پرتقالی مال تو

روزای آب دوغ خیاری مال من

 

هرچی خواسته ی جدیده مال تو

وعده های خواستگاری مال من

 

تخت و مبل راحتی برای تو

جنب و جوش و هر فشاری مال من

 

همه ی کارای دنیا مال من

پس دیگه مونده چه کاری مال تو ؟!

 

مهدیجیتال یا همان به هیچ عنوان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 0:4  توسط حمید رضا الوندی  | 

مشکان 48

خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی ندارد!

 

***   روزي ملا در حال سخنراني گفت : اي مردم از مسلمانان صدر اسلام ياد بگيريد كه همگي خلبانان كار آزموده اي بودند!!!! يكي از حضار گفت : ببخشيد اون موقع كه هواپيما و خلبان نبوده!!! ملا گفت : خفه! ... پس جعفر طيار كه بوده؟

***   يكي نزد ملا آمد و گفت : ملا به دادم برس ! دست و پام شكسته است.. ملا گفت : چرا ؟ آن مرد گفت : "رفته بودم بالاي درختي از بالا سقوط كردم پايين." ملا هم داروي ضدانگل برايش تجويز كرد! مرد گفت : شكستگي چه ربطي به داروي ضدانگل داشت؟ ملا گفت : چون تو حتماً كرم داشتي رفتي بالاي درخت!

***   ملا در حال سخنراني بود و روي منبر دو پله مانده به آخر نشست. علت را از او پرسيدند گفت: چون پدربزرگم در صدر منبر مي نشست و پدرم نيز براي احترام به پدربزرگم يك پله پايين تر نشست. من هم براي احترام به آن دو ، دو پله پايين از صدر نشسته ام!!!! در همين حين يكي از حضار گفت : ملا فوراً براي اين مشكلي فكري بكن در غير اين صورت نواده ي تو بايد در قعر چاهي برود و براي مردم سخنراني كند!!!

***   مردي نزد ملا گفت : ملا من مهمانان فقير و غني زيادي دارم كه مدام به خانه ي من رفت و آمد مي كنند و من را از كار و زندگي انداخته اند. چكار كنم ؟ ملا گفت : از مهمانان ثروتمندت پول قرض بگير و به مهمانان فقيرت قرض بده ديگر هيچ كدام را نخواهي ديد!!!!

 

از وبلاگ: خنده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 0:4  توسط حمید رضا الوندی  |