کـلـیـپ هـفـته
دانلود آهنگ
.کلیپ تصویری مربوط به جام جهانی کلیپی که در اون گوسفندان فوتبال بازی میکنند.
حجم:۱.۶۰mb دانلود
۲.کلیپ تصویری مربوط به یه قسمت از برره.
حجم:718kb دانلود
۳.کلیپ تصویری مربوط به برنامه طنز رنگارنگ که خیلی بامزه هست.
حجم:387kb دانلود
۴.کلیپ تصویری مربوط به سریال من یک مستاجرم.
حجم:565kb دانلود
۵.کلیپ تصویری از جشنواره نیروی انتظامی که مجریش فرزاد حسنی هست.
حجم:456kb دانلود
۶. کلیپ تصویری از شبکه تهران که طنز هست.
حجم:167kb دانلود
۷.کلیپ تصویری از سریال طنز نقطه چین.
حجم:394kb دانلود
۸.کلیپ تصویری از طنز زندگی به شرط خنده.
حجم:428kb دانلود
۹.کلیپ تصویری از مجموعه زیر زمین هست.
حجم:629kb دانلود
برای دانلود روی لینک کلیک راست کنید و سپس گزینه save target as را انتخاب نمائید.
جــــوک
حمیییییییییییید!
جوک
از برانکو می پرسند تاکتیکتون توی تیم ملی چی بود که اینقدر خوب درخشیدید؟ برانکو می گه تاکتیکمون ؟؟؟؟؟ حمیییییییییییید!
غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!)
یکی جیرجیرکی رو می بینه تا صبح روغن کاری اش می کنه!
آقایی می ره دستشویی اداره شون ، یه دفعه بچه اش زنگ می زنه موبایلش می گه : بابا الان کجایی؟ مرد می گه : به تو چه کارت رو بگو. بچه می گه : هیچی مامانم گفته امروز ناهار نداریم هرجا هستی یه چیزی بخور!
غضنفر سگی داشت که دست و پاش شکسته بود. خلاصه یه روز دزد می زنه به خانه اش ، غضنفر فوراً سگ را می اندازه توی فرغون و می اندازه دنبال دزده!
غضنفر قاط می زنه شروع می کنه کتک زدن زنش. زنش می گه : مگه من چیکار کردم منو می زنی؟ غضنفر می گه : اگه می دونستم چیکار کردی که زنده نمی گذاشتمت!
از بنیامین می پرسند : حالت چطوره؟ می گه : حالم بده حالم بده.
اولی : راستی نتیجه ی امتحان رانندگی ات چی شد؟ دومی : هنوز معلوم نیست! اولی : چرا؟ دومی : چون افسری که از من امتحان گرفته هنوز به هوش نیامده!
آقایی توی اتوبوس دست به کمر وایستاده بود. می گن چرا دست به کمر وایستادی؟ آقاهه با تعجب نگاه دستهاش می کنه و می گه : ای وای پس هندوانه هاش کو؟
توپ قلقلی
یه توپ دارم قلقلیه
سوراخ سوراخ و گِلیه
می زنم زمین می ره تو زیرزمین
نمی دونی تا کجا می ره
من این توپو نداشتم
از آشغالی برداشتم!
بابا به من کتک زد
یه مشت و یک لگد زد!
نرگس 2
ارژنگ حاتمي
با توجه به استقبال بي نظير از سريال نرگس و از آنجا كه دل مردم براي گريه كردن و مشاهده بدبختي به شدت تنگ شده است(!) تصميم گرفتم ادامه سريال نرگس را بنويسم … متعاقبا قول خواهم داد در صورت موافقت صدا و سيما با كليت موضوع نرگس 2، به كمك يك شلنگ آب اين پنچ قسمت را تبديل به 90 قسمت بكنم!!
قسمت n+۱: شوكت شبيه سازي مي شود!
- زينگ زينگ
-- نسرين:چي شده نرگس؟چه اتفاق بدي افتاده؟!(توضيح: بالاخره تو ولايت نرگس اينا كالر آي دي هم اختراع شد!)
- نرگس: نسرين! از كجا مي دوني اتفاق بدي افتاده؟!
-- اين چه سئواليه كه مي پرسي! مگه اتفاق خوب هم توي اين سريال مي افته؟!
- شبيه سازي شد … شبيه سازي شد …
-- اون گوساله رو مي گي؟!
- مگه تو هم خبر داري شوكت رفته خارج از روي خودش دو تا شوكت ديگه شبيه سازي كرده!
… نسرين بيهوش مي شود!
- نسرين … نسرين … !!
قسمت n+۲: شوكت ۲ايدز مي گيرد! ( وحشتناك 12+)
- شوكت 2: يوها ها ها … من اومدم بخورمتون!(لازم به توضيح است ديدن اين صحنه ها براي كودكان زير 12 سال ممنوع است!)
- نسرين: اگه منو بخوري من هم به همه مي گم كه رفتي زن سوم گرفتي!
- بهروز: سلام بابا ! مسواك همرات آوردي؟!
- شوكت 2: آخ! يادم رفت … شما همين جا باشيد تا من برم مسواك تهيه كنم … چون طبق آخرين دست آوردهاي علمي بعد هر وعده غذايي بايد مسواك زد!
- بهروز: بابا! اگه خيلي گشنه اي مي تونم مسواك خودم رو بهت غرض بدم! تازه دهان شویه هم دارم!!
سپس شوكت 2 نسرين رو خورد و با مسواك بهروز دندوناش رو مسواك زد و ايدز گرفت و مرد!
- يك خواننده : آقاي نويسنده! مگه بهروز ايدز داشت؟!
- نويسنده مطلب: خودم هنوز مطمئن نيستم، فعلا مجوز ايدز گرفتن بهروز به دستم نرسيده!
- بهروز: آخ جون! حالا دوباره ميرم خارج تا با آرزو ازدواج كنم!
- بهار: نه بابا! اول بايد منو شوهر بدي!
- بهروز: اما دخترم تو كه هنوز 7 سالت هم نشده!
- بهار: من به اين حرف ها كاري ندارم! مي بيني كه رشدم خوبه! مگه يادت رفته من سه ساله به دنيا اومدم!!
- بهروز: حالا تو رو به كي بدم؟!
قسمت n+۳: حقوق مسلم!!
مجلس خاستگاري
- رفيق آقا احسان: قبل از هر چيز بايد از اهميت انرژي هاي مختلف براتون صحبت كنم، هيچ مي دونيد مثلاً همين برقي كه الآن شما داريد هدرش مي ديد بعد از طي چه مراحلي ساخته شده …
- بهروز: بهتره بريم سر اصل مطلب!
- رفيق آقا احسان: آها … و امروزه هر كشوري نيازمند انرژي …
- بهروز: نه عزيزم! منظورم اينه بگي چرا امروز اومدي اينجا!
- رفيق آقا احسان: اومدم خواستگاري! چون گرفتن زن هم يكي از حقوق مسلم هر مردي است!
- بهروز: بابات موافق اين وصلته؟!
- رفيق آقا احسان: چطور مگه؟!
- بهروز: مگه اين سريال«نرگس» رو نديدي؟ به سر اون پسر و دختره چي اومد؟!
- رفيق آقا احسان: آره موافقه!
پس مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاركه!
قسمت ۴+ n: اعدام شدن نرگس (سينماي ماوراء!)
نرگس: يه چيزي بگم،نارحت نميشي؟!
خواهر آقا احسان: نه عزيزم!
نرگس: مگه تو كار و زندگي نداري؟!بيست و چهار ساعته همش چسبيدي به من؟! بابا ولم كن … يكم هم به فكر اون شوهر و بچه بيچاره ات باش!
خواهر آقا احسان: حالتو مي گيرم! ميرم جات رو به شوكت 3 نشون ميدم، بيآد تو رو هم بخوره!
( فرداي اون روز)
شوكت 3: نرگس! بيا بيرون! مي خوام بخورمت!!
- من نمي زارم!
شوكت 3: تو كي هستي؟!
- من روح شقايق هستم!
شوكت 3: آقاي نويسنده اين چه وضعشه؟! مگه سينماي ماوراست؟! توي قرارداد ننوشته بودين ممكنه سر و كله روح ها هم پيدا بشه!
نويسنده مطلب: باشه … مبلغ قرارداد رو دوبرابر مي كنم!
اين دو تا با هم دعوا مي كنن و شوكت 3 مي ميره!
( چند روز بعد)
نرگس: من شوكت رو نكشتم … من و اعدام نكنين!
احسان: نرگس! اينقدر جيغ و داد نكن! اينا همش فيلمه! تو رو راستي راستي كه دار نمي زنن! همش جلوه هاي ويژه است!
نرگس: چرا دروغ گفتي؟! ... آخ ... نامرد اين طنابش كه واقعي بود ... واي مردم!!( به ضم ميم!)
قسمت n+۵: شوكت پولدار ميشود!!
- شوكت اصلي: آخيش حالم خوب شد!!
شوكت به خاطر اينكه نرگس و نسرين مرده اند و ديگر نمي تواند حال آنها را بگيرد به يك مهدكودك مي رود و مدير آنجا مي شود تا از اين به بعد بچه هاي مردم را بزند، آنها را اذيت كند و حال آنها را بگيرد، به همين خاطر مو ميكارد و سپس موهايش را رنگ مي كند و حتي يك شناسنامه جعلي به اسم « كلاني» هم تهيه مي كند!
ناگهان متوجه ميشود 6 ميليارد به حسابش واريز شده است ... بعد به فرج الكي مي گويد آدم خوبي است و هلوپي پول اين فرج و كلاني و اسدي را بالا ميكشد ... تا به طور اساسي يك بار ديگه حال بيننده ها گرفته بشود!!
کـلـیـپ هـفـته
جــــوک
*** ملانصرالدین نامه ای به آدرس ابله ترین آدم فرستاد ، چند روز بعد نامه به خودش بازگردانده شد!
*** ملانصرالدین عبای تازه ای خریده بود و در جمعی حاضر شده بود. اما هیچ کس توجهی به عبایش نمی کرد. خلاصه ملانصرالدین خسته شد و بلند گفت : چقدر هوا گرم هست در این عبا دارم می پوسم!
*** شخصی سراغ ملا را از زنش می گیرد ، زن می گوید به طویله گاوها رفته. مرد می پرسد چگونه می توان پیدایش کرد؟ زن جواب داد : خیلی ساده است ، طویله را نگاه می کنی هرکه شاخ نداشت ، ملا است!!!
*** مردی مهمان ملانصرالدین شد و چند روزی در منزل او اقامت کرد. ملا هرچه صبوری نشان می داد مهمان خیال رفتن از آنجا را نداشت. عاقبت ملا گفت : فکر نمی کنی زن و بچه ت از دوری تو نگران باشند؟ میهمان گفت : اتفاقاً امروز کسی را به دنبال آنها فرستادم تا نزد من بیایند!
معما
ک بازرگان اجناس رو 1000 تومن می خره و 900 تومان م فروشه. بعد از مدتی میلیونر می شه! اگه گفتید چرا ؟ ... چون اولش میلیاردر بود!!!
و اینکه ...
اگر به نیت 124000 پیغمبر ، 124000 اس ام اس بفرستید ، آخر ماه خبر خوشی از جانب مخابرات دریافت می کنید!
شعر متوافت(!)
در این وانفسای مدرنیته ، آنقدر لقب شاعر سنتی را یدک کشیدیم که پاک عقده ای شدیم رفت پی کارش!
هر کس شعرمان را خواند گفت : بابا قدمایی!...بابا عتیقه!.... بابا فسیل!
حتی برخی از دوستان با وفا پشت سرمان صفحه گذاشتند : "طفلک فلانی! از مدرنیته بی بهره است بیچاره!
... شعر مدل جدید گفتن که کار هر کس و ناکس نیست؛ گاو نر می خواهد و الخ!!"
حالا نتیجه ی کار چه شد...این شد که به آئورت غیرتمان(!) بر خورد وکمانه کرد به روی کاغذ....
قلم قد علم کرد برای روکم کنی .... قابل توجه دوستان به اصطلاح با وفا!.... یک شعر تقدیم می شود
توپ مدرن ؛ که ما اسمش را گذاشته یم : سپید متوافت!.... حالا خودش هم دیدید متوافت نبود
بدانید حکما شاعرش بوده!
آفتاب کلیشه شد نازنین!
برایم آفتابه بیاور…!
...و من به تطهیر و طهارت غزل،
چه پست مدرن برخاسته ام
هنوز با اسم ضایعت کار ندارم اما...
لعنت به تو که در شعرهایم همیشه از عشق می میری…
تو باید در شعر من؛
از تهوع زرد دوست داشتن ؛
روی سنگ مستراح اندیشه ی کسی سکته کنی!
و از سوراخهای دماغت،
دو کرم بشکوه در شعرهای من بلولند…
ای خاک بر سر جنازه ات که همیشه مثل آدم می میری…!
خداییش حال کردید؟!...فسیل شاعرا که خودم باشم !....وا حسرتا به خاطر آن عمر گرانمايه که تلف کردم در گیر ودار وزن وقافیه و کشک ؛ درهوای عقرب زلف و نرگس چشم و زنخدان زهر مار!
... نگو که آب در پارچ و ما تشنه لبان همچون قارچ! ( ورژن مدرن" آب در کوزه...!")
مدرنیته را عشق است!.... حالا یکی زحمت بکشد بگوید: بابا با سوات!....بابا مدرن!...
بابا خوشگل(!)
...تا کور شود هر آنکه جانب اهل وفا نگه ندارد!! (بوالفضول الشعرا)
جــــوک
س ام اس و آف های زیبا
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
____________ ___ _________ _____
بسيجيه مخ دختره رو مي زنه ميگه فردا سر باباتو به پيچون بريم نماز جمعه
____________ ___ _________ _____
هواي باغ پاييزم شكفتن رفته از يادم چنان بيگانه با خويشم كه حتي سايه ام نمي ايد به دنبالم
____________ ___ _________ _____
روي دروازه قلبم نوشتم:
ورود ممنوع!
دلِ پريشان آمد. گفتم بخوانش.خواند و بازگشت.
اميد مضطرب آمد. گفتم بخوانش.خواند و باز گشت.
آرزو با دلهره آمد. گفتم بخوانش.خواند و باز گشت.
عشق خنده کنان آمد. گفتم خوانديش؟! گفت: من سواد ندارم !!!!!
____________ ___ _________ _____
اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نميدارد (بسيج قزوين!)
____________ ___ _________ _____
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
____________ ___ _________ _____
می دونید فرق سوزن با کاه چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز
____________ ___ _________ _____
فصل چیدن پشم گوسفندان است. زود بخواب فردا اول صف باشی
____________ ___ _________ _____
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري
____________ ___ _________ _____
می دونی در قرن 21 تمام شدن باطری ساعت یعنی چی؟ 1. عقب ماندن از جهان 2.توقف زمان 3.از دست دادن وقت قرار!!!
____________ ___ _________ _____
یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم -*- وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم -*- پر پروانه شکستن هنر انسان نيست -*- گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم -*- يادمان باشد سر سجاده عشق -*- جز براي دل محبوب دعايي نکنيم -*- يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند -*- طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
____________ ___ _________ _____
اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من يا هردو بميريم و به پايان برسيم
____________ ___ _________ _____
قربوت برم عزيز خوشگل ...
كوچولو ...
باربي ...
جيگر ..
نمكي ...
نون خشكي دمپاي پاره پلاستيك آب گرم كن سماور شكسته خريداريم ....
____________ ___ _________ _____
اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي
عاشقی خیلی چیزه
عشق کی گفته آش کشک و دوغه؟!
این گفته از هر کی باشه دروغه
بهش بگین دروغ نگه بعد از این
یعنی دیگه دروغ نگه٬ بش بگین
عشق نداره قیمتی پیش آش
خصوصا اون که کشک و دوغ باشه باش
عشقا شدن خیابونی٬ تو جوبی!
ا و ل صب تا آ خر غر و بی
کله ی صب بعضیا عاشق می شن
تنگ غروب که می شه فارغ می شن
صبحونه می خورن می یان تو کوچه
به جای نون می رن پی کلوچه!
از اون کلوچه های خوب و مرغوب
همون کلوچه های واقعا خوب!
آهای جوون که صاحب سپندی
عشقا شدن ماکسیمایی٬ سمندی
موسو داری وقتشه عاشق بشی
بری تا صب سوار قایق بشی
دوس ندارم قایقو بازش کنم!
مطلبو بی جهت درازش کنم
چون همه تون اهل فن این٬ واردین
به حرف من درست اگه گوش بدین
عشق آدما رو سر کار می ذاره
تا این که پیرشو نو در بیا ر ه
برین بگر د ین با پای پیا د ه
نمونه هاش تو شهر ما زیاده
آخر شب گرسنه توی کوچه
جوونه که مونده واسه کلوچه
من نمی گم که عاشقی دروغه
باشه! موافقم که کشک و دوغه
وقتی آدم خیلی گرسنه باشه
یه کاسه آش کشک و دوغ خداشه
عجب چیز تمیز و توپی گفته!
"عشق واسه گرسنه حرف مفته"
آی جوونای سینه چاک عاشق
یه وخ نرین همین جوری تو قایق
اصلا نرین سوار قایق بشین
کی گفته اصلا شما عاشق بشین؟!
دنبال چیز تو کوچه ها نگردین
برین کار کنین اگه خیلی مردین!
دو شاخه وقتی عاشق پریزه
والا دیگه عاشقی خیلی چیزه!
جــــوک
حذف اضطراری
*** ملانصرالدین زن خیلی زشتی داشت که همیشه از او گریزان بود. روزی زن ، در خانه ی ملا را زد. ملا پرسید : کیست؟ زن گفت : من هستم و به خانه ی تو فرود آمده ام. ملا گفت : کاش خانه به تو فرود می آمد!!!
*** روزی ملانصرالدین خر خود را به بازار برد که بفروشد ، هر مشتری که به آن می رسید اگر از جلو می آمد خر دهانش را باز می کرد که گاز بگیرد و اگر از عقب می آمد خر جفتک می زد! شخصی به ملا گفت : با این وضع کسی آن را نمی خرد. ملا گفت : قصد فروش آن را ندارم ، فقط می خوهم مردم بدانند که از دست این حیوان من چه می کشم!!!
*** روزی ملانصرالدین با جمعی از اطفال برای دعای باران به صحرا رفت، شخصی پرسید : ملا این بچه ها را کجا می بری؟ گفت : برای دعای طلب باران به صحرا می برم چون دعای اطفال مستجاب می شود و باران می بارد. آن شخص گفت : اگر دعای اطفال مستجاب می شد تا به حال در این مدرسه یک معلم زنده نمی ماند!
*** لباس و کفش مردی را دزدیده بودند ، به در امازاده متوسل شد و می گفت : ای امامزاده تا تو سارق لباسهایم را پیدا نکنی من از اینجا نمی روم! ملا که شاهد این صحنه بود به او گفت : وقت خود را تلف نکن ، پارسال فرشها و اثاث این امامزاده را برده اند هنوز نتوانسته سارق وسایل خودش را پیدا کند حالا می خواهی لباسهای تو را پیدا کند؟!!!!
*** روزی ملا متوجه شد که همسایه ی دست راستی او عزادار هستند و همسایه ی دست چپی عروسی دارند. چون نمی دانست چه باید بکند بر روی پشت بام می رود و با دست راست سینه و با دست چپ بشکن زده و می رقصید!!!
*** یک روز ملا می خندید و از خنده ریسه می رفت. مردم تعجب کردند و دورش را گرفتند. هرچه کردند خنده اش بند نیامد. عاقبت سطلی آب ریختند و از او پرسیدند به چه می خندیدی؟ ملا خنده اش بند آمد گفت : راستی داشتم به چه می خندیدم؟!!!!!
*** شخصی مهمانی داشت. شب شد و میزبان ، میهمان را در اتاق همکف خواباند. نصف شب صدای خنده میهمان از بالکن آمد. میزبان پرسید : چه اتفاقی افتاد؟ مهمان گفت : در خواب به پایین غلطیدم! میزبان گفت : مردم از بالا به پایین می غلطند تو از پایین به بالا می غلطی؟!!!! میهمان گفت : اتفاقاً من دارم به همین می خندم!!!!
دعای ازدواج برای پسران مجرد!
اللهم ارزقنا حورياً تك دانه و كم توقعاً و والدينها رو به موتاً و جهيزيتها كامله و كدبانوا في الامور المنزل و تسليماً لخشمنا و خدمتناً
دانشجوها!
از صفر من تا بيست تو راهي بجز تقدير نيست دلخوش به استادم مکن حذف اضطراري دير نيست!
عکس خنده دار
لیلا،کتاب،دوبیتی
مرا با دیگران میلی نباشد
اصولاْ میل من خیلی نباشد
برایم زندگی وقتی قشنگ است
که چاپ دوم از لیلی نباشد
مرا از پشت سر لیلا صدا کرد
کلید انداخت در را زود وا کرد
مرا که داشتم می مردم از شرم
