هفته نامه مشکان 16 ـ 14 آبان 84
عیدانه بوالفضول الشعرا به شما
جانم به فدای تو ، هلال مه شوّال!
خلقی ز پی دیدن رویت شده "آنکال"(!)
یکهو نکند ترک کنی شیوه ی معهود
خارج شوی ازشرع نبی ـ روم به دیفال(!) ـ
این معده ی ما منتظرالخدمت فطر است
پس آی سر وقت و نکن این همه اهمال!
از روزه ی سی روزه شدم چون تو هلالی
تاخیر تو کم مانده سجّلم کند ابطال!
هر کس نظری می دهد از وقت طلوعت
دیریست که فکر همه را کرده ای اشغـال!
در کوچه زنان در پی تحلیل سماوی
"گلچهره" منجّم شده و" آسیه" رمّال!
امشب ز پی رویت تو رفت لب بام
سُرخوردو بیفتادوسقط گشت مش اِسمال(!)
کاری نکن ای ماه! که آیم زپی جنگ
با چشم مسلّح شده، دوربین دیجیتال!
سجّاده رود توی کمد چون تو بیایی
ای بس برکاتی که تو را هست به دنبال(!)
قرآن را چون ختم نمودند به یک ماه
بر مِصطبه ی طاقچه آرند به اِجلال(!)
موقوف شود باتو حدوث همه طاعات!
متروک شود با تو حدیث همه اعمال!
*
تا جمعه اگر لِفت دهی آمدنت را
یک روز ز تعطیلی ما کـم شـــود امسال!
وا کن گره از ابروی خیل شکمــــوها
ابرو بنما در فلک ای نازکِ با حال!!...
این هم عیدانه ای دیگر (کلیک کنید)
برگرفته از وبلاگ: بوالفضول الشعرا
