من پسرم ...
من پسرم
من پسرم، من پسرم
شیرینم عین شکرم
قند فراوان رو لبام
به رنگ آسمون چشام
هر کسی که دوست منه
دوسش دارم یه عالمه
خنده بروی لب دارم
مهربونی شده کارم
دوستی من موندنیه
حرف دلم خوندنیه
درسامو من خوب می خونم
شاگرد ممتاز می مونم
وقتی که بابایی می آد
جلوی پاش بلند میشم
مامان که مهربونتره
همیشه میشینه پیشم
دستاشونو بوس می کنم
هی خودمو لوس می کنم
من پسری مهربونم
قدر بابامو می دونم
مامان بزرگو دوس دارم
بابا بزرگو دوس دارم
وقتی به خونشون می رم
سر روی پاشون می ذارم
دوسم دارن خیلی زیاد
خندونم و شیطون و شاد
شیرینم عین شکرم
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 20:23  توسط حمید رضا الوندی
|
